مناجات ماه محرم و صفر با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
از این خانه به آن خانه، در این بیخانمانیها به دنبال تو میگردم، به دنـبال نشانیها نمیدانم چرا از دوریات راحت نمیمیرم به جانت، جان بهلب کرده مرا این سختجانیها پرم آتش گرفته، سوختم از داغ هجرانت ببین! خـاکـسترم افـتاده پای شمعـدانیها توان گریه کردن را ندارد چشمهای من چه آمد بر سر یعقـوب تو از ناتـوانیها به صرفِ چند قطره اشکِ روضه میزبانم باش هنوز از دل نرفـته لـذّت آن میهـمانیها غبار معصیت آئینهام را ول نخواهد کرد گرفتارم، گـرفـتار همین خـانهتـکـانیها گنهـکـارم ولی امـیـدوارم تا تـو را دارم رساندی خویش را هنگامۀ پادرمیانیها کسی غیر از تو این دیوانه را درکش نخواهد کرد فـدای حُـسنِ ظَـنِّ تو، تمام بـدگـمـانیها! همیشه نرخ عشقت در دل عُشّاق بالا بود چه رونقها گرفته جان من با این گرانیها به قربان قـدمهایت، منم خاک کف پایت دلت را گرم خواهم کرد با شیرینزبانیها دمِ پیری سرم دستی بکش؛ سرزنده خواهم شد کـنار تو میافـتـم بـاز هم یـاد جـوانیها نمیخواهی زمان مرگ در آغوش تو باشم؟! نمیخواهی زمان مرگ پیش من بمانی، ها؟! عجب حسِّ خوشی، فردا ببینم در نجف هستم دعا کن تا شود روزیام از این ناگهانیها دلیل حال خوبم، دیدن صحن علی جان است فقط با مرتضی غـرقـم میان شادمانیها منِ رنجور را تنها حسین آرام خواهد کرد اَعوذُ بِالحَـرَم از دست این نامهـربانیها تن ارباب ما همسطح با ریگ بیابان شد چه آمد بر سر این جسم با مرکبدوانیها |